تبليغاتX
قلم نی
تارنمای فرهنگی

کوه های اطراف                    شهر چلگرد                        درخت ها

نمای چشمه از شهر             بالای کوهرنگ                    پل

بالای چشمه                       بالای چشمه ی کوهرنگ

معرفی                               درخت

+ سه شنبه 2 شهریور1389 ـ قلم نی  | 

اینجا "مرکز دوایر وشعب خصوصی فرهنگ" است. اداره و شرکت نیست. همونی که گفتم. سه تا جوون فارغ التحصیل یه سوم زیرزمینی رو تو پایین شهر اجاره کردن و می خوان اگه خدا بخواد و پاشون همینجوری عقب سنگی نیفته! تحقیقات فرهنگی کنن و تو مجله ها و روزنامه ها چاپ کنن. دو تا همسایه تو زیرزمین دارن و خونه ی بالای سرشون برای پسر صاحبخونه که داره از سربازی برمی گرده خالیه. خاطرات هم از طرف یکی از این جوونا نوشته می شه! (برای خواندن معرفی کامل داستان به اینجا بروید)

به نام او که طبیعت دلربا را آفرید

در "مرکز دوایر و شعب خصوصی فرهنگ"، پشت میزم نشسته ام. حسینعلی به کتابخانه رفته است و احد هم در حال تهیه ی گزارشی از روند اجرای طرح حفاظت از محیط زیست شهر چِلگِرد می باشد. من هم تا همین دو دقیقه پیش داشتم مقدمه اش را می نوشتم. در واقع این کاری مشترک از من و احد است. شهر کوچک چلگرد مرکز شهرستان کوهرنگ واقع در استان چهار محال و بختیاری است. کوهرنگ نام یکی از چشمه هایی است که از دل یکی از کوه های آن منطقه بیرون می آید تا زاینده رود را سیراب کند. شهر در سمت چپ چشمه در دامنه ی کوه واقع شده است. اصولا حفاظت از محیط زیست هیچ ارتباطی با فرهنگ ندارد. اما ما هم از روی سرخوشی به این کار نپرداخته ایم. حتما یک ربطی دارد که سراغش رفته ایم:

"اگر خدای ناخواسته، یک وقت، یک نهاد مبارکی، قصد حفاظت از محیط زیست جایی را داشته باشد، تا وقتی که فرهنگ این کار در مردم نهادینه نشده است، حتی اگر آن نهاد میمون خود را ریز ریز هم بکند، آن محیط زیست حفاظت نمی شود که نمی شود".

احد تعطیلات عید را با خانواده به کوهرنگ رفته بود و ضمن تفریح، بازدیدی چند هم از محل نمود. وقتی از سفر برگشت از آنجا برایمان تعریف کرد که قسمتی از آن را برایتان می آورم:

« وارد منطقه که شدیم چشممان به جمال بی مثال اسکلت یک ساختمان نیمه تمام، که درست جلوی چشمه سبز شده بود منور گردید. یعنی اگر می ساختندش کسی در بدو ورود به منطقه چشمه ای نمی دید. و باید شخصا می رفت جلوی ساختمان تا چشمه ی کوهرنگ را ببیند. بعد با ماشین به بالای کوه رفتیم. همین که رسیدیم، به جای دامنه ی کوه و تپه های سرسبز و زیبا چند فقره ساختمان دیگر دیدیم. بعدا متوجه شدیم که هر کدام از این مجتمع ها به یک نهاد تعلق دارد. هر کدام از این نهاد ها هم برای اینکه ساختمانش از مال دیگری خوشگل تر باشد، و روی آن را کم کند، دست به ابتکار عملی کاملا خلاقانه زده بود، تا یک دست بودن منطقه ی کوهستانی دیگر کلا به هم بخورد و چشم مردم از این همه دشت و دمن خسته نشود. یکی گله به گله ویلا های جداگانه ساخته بود یکی یک ساختمان عریض ساخته بود و ... . بعدا که به محل اسکلت آن ساختمان مذکور هم رفتیم، دیدیم که بله! این هم از آن نهادی دیگر است.

نکته ی دیگر اینکه این نهاد ها آنقدر نجیب و با حیا هستند که نگو و نپرس. سردر هر یک از ساختمان هایشان نوشته بودند: "مجتمع آموزشی رفاهی فلان". طفلکی ها رویشان نمی شد بنویسند "هتل فلان". یا "مهمانسرای فلان". بس که با نجابتند. نزدیک چشمه در سرازیری کوه چند آلاچیق درست کرده بودند که ما برای صرف نهار به یکی از آن ها رفتیم.

بعد از مدتی برای رفتن به دست شویی، گذرم به یکی از همین مجتمع های آموزشی رفاهی افتاد. از آن جا که این مجتمع علاوه بر رفاهی بودن آموزشی هم بود، از ابتدای ورود به ساختمان تا بیرون آمدن از آن و حتی در دست شویی هم، این آموزش های مردمی بودند که تند و تند به من و سایر مردمی که آنجا بودند داده می شد. خدا خیرشان بدهد. من که از انجام هر دو کار سخت و طاقت فرسای آموزش و ارائه ی خدمات رفاهی، باهم، عاجزم. حال ببینید این بندگان خدا چقدر به فکر خدمت به مردم هستند، که در "کوهستان" این کار را می کنند. اصلا من نمی دانم این دولت محترم...(این بخش توسط "ستاد گرفتن دست گل های احد از آب" سانسور شده است. چون داشت سیاست را با فرهنگ قاطی می کرد)... می خواستم درباره ی مزین شدن مزارع شهر به انواع پلاستیک و مشتقات آن، و اینکه برخی از بازدیدکنندگان محترم با وجود توری های دو سه متری در اطراف چشمه، از تفریح بسیار مهیج انداختن قوطی نوشابه در آب چشمه لذت می بردند هم بگویم، که دیگر نمی گویم.

سری هم به شهر زدم. جالب اینکه وقتی وارد شهر می شدید، "اولین" خیابان دست راست نوشته بود: "سازمان حفاظت از محیط زیست"! ».

سین. میم. حه. مُدَّعیُ الفَرهَنج 

+ یکشنبه 31 مرداد1389 ـ قلم نی  | 

به نام خدا

۳۰ سال از انقلاب اسلامی ایران گذشت...

انقلابی که هزاران انسان برای دست یابی به آن از جان هایشان گذشتند ...و بالاخره هم بعد از تلاش های بسیار توانستند حق خود را بدست آورند.....حق طبیعی یعنی زندگی کردن مستقل را ،انقلابی مردمی را،آزادی را و ...را بدست آورند.

به گزارش خبرنگار اعزامی قلم نی در پاریس،امسال با همکاری سفارت جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان فرانسه در محل اقامت امام در زمان تبعیدشان به فرانسه - نوفل لو شاتو - جشن پیروزی انقلاب همانند سال های پیش گرفته شد.

در این مراسم که با حضور ایرانیان مقیم در فرانسه برگزار شد، مقاله هایی توسط دانشجویان در ارتباط با فعالیت های امام در زمان اقامتشان در پاریس ابتدا خوانده شد،همچنین سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در فرانسه سخنانی را ایراد کردند و پس از آن سرود های ملی جمهوری اسلامی،خمینی ای امام و...توسط دانش آموزان مدرسه سعدی ایران در پاریس اجرا شد.در پایان مراسم هم توسط آش رشته از ایرانیان حضور یافته در مراسم پذیرایی شد.

عکس های این مراسم باشکوه را نیز می توانید در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید.

یاد و خاطره ی امام و شهدای انقلاب و دفاع مقدس گرامی و نامشان همیشه جاوید باد.


ادامه مطلب
+ شنبه 3 اسفند1387 ـ میثم  | 

اولین خطابه ی حسین بن علی (ع) که در کمال فصاحت و بلاغت ایراد شد، و رشادت و شجاعت و بلند نظری و ایمان به غیب، در آن موج می‏زند خطابه‏ای‏ است که در مکه، هنگام عزیمت به کربلا و در روز شهادت مسلم بن عقیل ایراد کرد. تصمیم قاطع خود را به‏ موجب این خطابه اعلام کرد و ضمنا اطلاع داد هر کس با ما همفکر و هم عقیده‏ و همگام است عازم بوده باشد.


روایت شده که چون حسین بن علی (ع) تصمیم گرفت به سوی عراق رود مقابل جمعیت ایستاد و پس از حمد خداوند متعال و درود فرستادن بر رسول خدا (ص) فرمود: «خط الموت علی ولد آدم مخط القلاده‏ علی جید الفتاه، و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف» : «خط مرگ...


ادامه مطلب
+ دوشنبه 16 دی1387 ـ قلم نی  | 

سلام

یه تعداد عکس جالب دیگه هم از نمایشگاه باقی مانده بود، که به اضافه اختتامیه بخش هنر های دیجیتال، در همین پست الصاق می نمایم.

... منتظر پیشنهاد، انتقاد
 پ.ن.1: از نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها که به افتتاحیش نرسیدم، دو سه تا عکس هم بعدا می گذارم.

ادامه مطلب
+ دوشنبه 27 آبان1387 ـ محمد  | 

امسال از 1الی 10 آبانماه، نمایشگاه رسانه های دیجیتال در مصلای امام خمینی تهران برگزار شد. بنده نیز به عنوان یکی از اعضای فعال قلم نی، عزم خود را جزمیدم و با اراده ای وصف ناپذیر در این نمایشگاه حضور به هم رساندم.
قابل توجه و تأمل است که این نمایشگاه در ایام مبارک امتحانات مستمر برگزار شد و من این تقارن را به فال نیک گرفته و 4 روز از 10 روز را از ساعت 4 پی ام، در نمایشگاه رسانه های دیجیتال گذراندم. عزیزان می توانستند در ساعات مقرری که اعلام شد مرا در آنجا ملاقات نمایند. روز های بازدید اینجانب، متعاقبا اعلام خواهد شد.
و اما با گذشت 1 هفته از اختتامیه این نمایشگاه، گزارش مفصل تصویری را به حضور شما خوبان می رسانم.
 

ادامه مطلب
+ یکشنبه 19 آبان1387 ـ محمد  |