تبليغاتX
قلم نی - پژوهشی پیرامون فرهنگ حیا (2)
تارنمای فرهنگی
 

الف ) حيا در منظر لغت شناسان

اوّلين گام در مفهوم شناسى حيا ، آگاهى از ديدگاه لغت شناسان است . مطالعه ديدگاه لغت شناسان در تعريف حيا ، نشان مى دهد كه تقريبا همه آنان در يك مسير حركت كرده و تعريف هاى نزديك به هم ارائه كرده اند . در اين تعريف ها چند محور به چشم مى خورد .
در برخى تعريف ها به امورى مثل دگرگون شدن حال و به وجود آمدن حالت انكسار و شكستگى روانى ـ كه در اثر مواجهه با امرى نكوهيده حاصل مى شود ـ اشاره شده است : حيا ، عبارت است از دگرگونى حال و انكسارى كه به جهت ترس از آنچه عيبْ شمرده و نكوهش مى شود ، حاصل مى گردد . (1)

و برخى ديگر ، حيا را به «انقباض النفس (گرفتگى نَفْس)» تعريف كرده اند . مثلاً راغب اصفهانى مى گويد : حيا ، انقباض نفس از زشتى ها و ترك آن به همين جهت (زشت بودن) است . (2)

طُرَيحى نيز مى گويد : حيا ، عبارت است از انقباض (گرفتگى) و انزوا (دورى گزينى) از كار زشت ، به جهت ترس از مذمّت مردم . (3)

ابن منظور نيز حيا و حشمت را مترادف دانسته (4) و آن را به «انقباض» معنا مى كند و در تبيين واژه حشمت ، به يكى از مصداق هاى آن اشاره كرده ، مى گويد : حشمت ، يعنى انقباض از برادرت هنگام غذا خوردن و حاجت خواستن . (5) ابن اثير نيز «احتشام» را به «انقباض» تفسير كرده است . (6)

در گام سوم ، ابن اثير ، ضمن برابر دانستن حشمت و حيا ، حشمت را به «وقايه» و «خودْنگه دارى» معنا كرده است . (7)

ابن منظور و طريحى نيز در تفسير حديث «الحياء من الإيمان» ، حيا را عامل بازدارندگى و بُريدن از معصيت ، معرّفى مى كنند . (8)


--------------------------------------------------------------------------------------------


جمع بندى :

همان گونه كه مشاهده مى شود ، در تعريف اهل لغت ، سه محور وجود دارد : يكى اين كه حيا ، «تغيّر و انكسار (اثرپذيرى) درونى» است ،

ديگرى اين كه حيا ، «انقباض (گرفتگى) نفس» است و سوم اين كه حيا «عامل بازدارنده» است . شايد اين سه محور ، بيانگر جنبه هاى مختلف حيا باشند .

به نظر مى رسد محورهاى اوّل و دوم به ويژگى هاى روانى حيا پرداخته اند و محور سوم ، كاركرد حيا را ـ كه خودنگه دارى باشد ـ بيان كرده است .

تبيين اين سخن از حوصله بحث لغوى خارج است ؛ امّا آنچه مهم به نظر مى رسد ، اين است كه محورهاى سه گانه ياد شده ، از مسائل مهم در بحث حيا هستند كه در آينده ، بيشتر درباره آنها سخن خواهيم گفت .




------------------------- پی نوشت -------------------------
1-مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 482 .
2-مفردات ألفاظ القرآن الكريم ، ص 270 .
3-مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 611 .
4-لسان العرب ، ج 14 ، ص 217 .
5- همان ، ج 12 ، ص 135 (ماده «حشم») .
6-النهاية ، ج 1 ، ص 391 .
7- همان .
8- لسان العرب ، ج 14 ، ص 217 ؛ مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 611 .

ادامه دارد...

+ سه شنبه 19 شهریور1387 ـ میثم  |