اولین خطابه ی حسین بن علی (ع) که در کمال فصاحت و بلاغت ایراد شد، و رشادت و شجاعت و بلند نظری و ایمان به غیب، در آن موج میزند خطابهای است که در مکه، هنگام عزیمت به کربلا و در روز شهادت مسلم بن عقیل ایراد کرد. تصمیم قاطع خود را به موجب این خطابه اعلام کرد و ضمنا اطلاع داد هر کس با ما همفکر و هم عقیده و همگام است عازم بوده باشد.
روایت شده که چون حسین بن علی (ع) تصمیم گرفت به سوی عراق رود مقابل جمعیت ایستاد و پس از حمد خداوند متعال و درود فرستادن بر رسول خدا (ص) فرمود: «خط الموت علی ولد آدم مخط القلاده علی جید الفتاه، و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف» : «خط مرگ بر فرزندان آدم کشیده شده و برای آن ها زینت است، مانند خطی که از اثر گردن بند بر گردن دختران آشکار می گردد. مرگ در راه حق مایه ی افتخار و مباهات است. من بسیار اشتیاق دیدن گذشتگان خود را دارم، مانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف. زمینی برای کشته شدن من اختیار شده که به آن خواهم رسید و گویا اعضای بدنم را گرگ های بیابان در زمینی بین نواویس و کربلا پاره پاره می کنند تا شکم های گرسنه ی خود را سیر گردانند و انبان های خالی خویش را پر کنند. آری از قضای الهی نمی توان گریخت. آنچه خداوند بدان خشنود است ما خانواده هم خشنودیم. بر بلای الهی-این آزمون بزرگ و خطیر- صبر می کنیم و خداوند مزد صابرین را به ما عطا می کند. ما که پاره ی تن پیغمبر خدا (ص) هستیم از او جدایی نداریم ودر بهشت با او خواهیم بود. بدین وسیله خشنودی رسول خدا (ص) فراهم می گردد و وعده ای که خداوند به رسولش داده وفا می شود.
سپس فرمود: «من کان باذلا فینا مهجته، موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا، فانی راحل مصبحا ان شاءالله» (اللهوف، ص 25 و ۲۶ ) هرکس که تصمیم دارد و آماده است یک چیز مختصری در این راه ببخشد، چه ببخشد؟ همان خونی که در حفرههای قلبش هست. هرکس که آماده است تیر برای قلب خود بخرد و تصمیم دارد به ملاقات پروردگارش برود آماده باشد که من فردا صبح حرکت خواهم کرد.
دو چیز است که ارزش آن ها شناخته نمی شود مگر وقتی که گم شوند. یکی جوانی و دیگری تندرستی.
امام حسین (ع)
با اندکی تلخیص
- زندگانی چهارده معصوم، سید محمد صحفی، انتشارات اهل بیت (قم)
- ده گفتار، شهید استاد مرتضی مطهری
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین
التماس دعا
گروه قلم نی